مهر 90
ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ،۱۳٩٠  

روز جهانی کودک

عکس هستی باتفاق عروسک و عروسک  گردان

 

 

 

 

کودک باید در فضایی سرشار از خوشبختی ، محبت و تفاهم بزرگ شود

 

 

هفدهم مهرماه (8 اکتبر) در برخی نقاط دنیا از جمله ایران روز جهانی کودک است.

 

روز جهانی کودک بهانه ای برای ورود به جهان کودکان است؛ برای ورود به این جهان باید آگاهی های خود را فراموش کنیم و با ناآگاهی های کودکانمان همراه شویم. آموختن زبان کودکانه نیز قدم بعدی است.



 
شهریور 90
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ شهریور ،۱۳٩٠  

باتفاق رزا و مامانش رفتیم ساحل ماسه بازی

 

 



 
مرداد90-اثاث کشی مامان اینا
ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ امرداد ،۱۳٩٠  

2مرداد-اثاث کشی

هستی بابا اینا دارن می رن اراک ( ما را تنها میزارن)

 منم میرم اراک ها

ما هم 5 عروسی شیرین دختر عموم اراکه و داریم میریم

 

افتاد=اشتاد

کجا=تجا

یخچال=یشغال

 

10 مرداد

امروز کلی موهای قوری قوری را شانه کرد بعدم به اردک و می می نی آب داد،اردکی بیچاره  و کتاب می می نی خیس آب بود ،بعد اومده می گه مامان به می می نی آب دادم کتابم خراب شد



 
تیر90
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ تیر ،۱۳٩٠  

یه تخمه خورد بد مزه بود

چه تخمه بی ادبی

تعجب

دایی حامد:هستی جان مداد می شه پن سل،خودکار: پن خالی ،حالا بگو خودکار چی می شه: پن خالیقهقهه

 دلتنگی براى مامان نیر-(مامان خودم)

جمعه 3 تیر 10 کیلویی سبزی خورشی و قلیه گرفته بودیم، طبق معمول هم هستی کمک می کرد،همین طور که نشته بودیم سبزی پاک می کردیم،انگار که دلش برا مامانم تنگ شده باشه ،الان مامان اینا چکار می کنند؟متفکرسوال

 

6 تیر -ساعت 3 نصفه شب از خواب بیدار شده می گه:مامان  تو رفته بودی بیرون من رو پای مامان نیر خوابیده بودم.من تو حمام مامان نیر بودم، مامان من می خوام برم مشهد،مامان نیر کجاست؟مشهده؟ نه مامان اراکه،من میخوام برم اراک،مامان نیر داشت نماز می خواند ،منم می خوام باهاش نماز بخوانم

سه شنبه 14 تیر اولین رگ گرفتگی

 

ساعت 5:30  یکی از فامیلای دور بابا مجید که بوشهر زندگی می کنند زنگ زد که شام میان خونمون.ظهر هستی نخوابیده بود منم کلی کار رو سرم ریخته بود و اونم خسته و بهانه گیر شده بود , بهش گفتم بالشتو بیار تو آشپزخانه پیش خودم بخواب .اما چون بالش مسافرتیش آورده بود که کوتاه بود , تا سرشو از بالا انداخت رو بالش ,انداختن همانا و گرفتن رگ گردنش و همون.خیلی ناراحت بود و گریه می کرد

 

25 تیر90- ادامه دلتنگی مامان نیر

الان یک هفته هست که دیگه هستی تا تلفنی صدای مامان یا بابای من را می شنوه دیگه حرف نمی زنه (شما بگو یک کلمه), قهر کردهقهر و اونم چه قهری!دل شکسته

 

26 تیر

مامان اینا اومدند اما دارند کلا" جمع می کنند که برن اراک

27 تیر عروسی نوه عمو مجید سمیرا-شیراز

کلی رقصید و حتی وقتی داماد میومد و همه خانما می رفتند حجاب بگیرن باز هستی وسط داشت قر می داد. تو را برگشت از شیراز هستی الاغ دید گفتم مامان جان اینم آقا الاغه گفت: کره الاغ کدخداست یورتمه میره تو کوچه ها؟

بعد گفت داره میره بار بیاره عجله داره؟

 


جمعه 31 تیر 90

امروز خونه مامان اینا هستیم . هستی وسط اثاثا می چرخه

یخچال  یشغال


 

 

 



 
خرداد90
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ خرداد ،۱۳٩٠  

هستی ٢ سه تا کلمه بد از جمله بی ادب میزنم تو گوشتا یاد گرفته که من هر جا بخوام کلاس بذارم و ازش تعریف کنم وقتی همه به کارای با مزش می خندند چون دوست نداره کسی بهش بخنده اول می پرسه به چی می خندی؟ به من میخندید؟ بعد هم میگه:بی ادب میزنم تو گوشتا    ، وماخجالت

شیراز١٢- ١٣-١۴-١۵ خرداد

جاده بوشهر شیراز

 

   xmqkd6m52ujh8mqj61v6.jpg

 3vpbdau1jqzf0rogxpic.jpg

 

 

امروز ١٣ خرداد پسر دختر داییم پا به عرصه زندگی گذاشت.نینی خوشمل تولدت مبارکقلبگاوچران

 

باغ ارم-جمعه ١٣ خرداد

 4d9upmf21i3zgvr2ls.jpg

 

 

 

s4c1ilm8jipebr9i5aw.jpg

 

بابا مجیدهستی-هستی-سحر دختر عموی هستی

f7s4z5n0vxjo4aqdor1j.jpg

 

 

 

 

h74hwsgktxs2d8ts2og.jpg

گوشه و کنار باغ اسم درختا و گیاها (گیه پزشکی) نوشته شده است.

kchlgimy3uhrt9l7hqeq.jpg

عمارت وسط، هسته مرکزی این باغ محسوب می‌شود. این عمارت، از سه طبقه، با تزئینات فراوان تشکیل شده‌است.

اتاق‌های طبقه زیرین که تقریباً زیرزمین هستند، محلی است برای استراحت در روزهای گرم تابستان. تزئینات این اتاق‌ها، کاشی‌کاری‌های رنگین است. دو طبقه بالایی دارای ستون‌هایی است که از تخت جمشید الهام گرفته شده‌اند.

در پیشانی بنا، دو نیم‌دایره در دو طرف، و یک تابلو بزرگ در وسط قرار گرفته که از ۳ هلال روی هم تشکیل شده‌است. این تابلو، تصاویری از شاهنامهٔ فردوسی و نبرد شاهان قاجار را نشان می‌دهد. این بنا بیش از هفتاد سال به خوانین قشقایی تعلق داشته که در دوران پهلوی مصادره شده است

 

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

 

 Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

gifs32qz8weg9j1iu1z.jpg

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

 

9gi769bei58mjm2qhvjz.jpg

ycglfiowb5fk0q07fznp.jpg

6awyct5k60yebml5n0rt.jpg

 oxvc64r5x4tzk6cffjc.jpg

bv1o7xwwuer1cs5sbo3.jpg

elw9iafy2mkwsob0gukb.jpg

 

 

bda53zroqvpz61cncnuq.jpg

dk2k2en32xtp9fsztor.jpg

باغ ارم یک باغ ایرانی تاریخی در شهر شیراز است و شامل چند بنای تاریخی و باغ گیاه‌شناسی می‌شود.

تاریخ ساخت و بنیان‌گذار اولیه باغ ارم شیراز، به‌درستی مشخص نیست؛ ولی توصیف‌هایی از آن در سفرنامه‌های متعلق به قرن دهم و یازدهم هجری آمده‌است. این باغ تنوع گیاهی بسیار بالایی دارد و گیاهان بسیاری از اقصا نقاط جهان در این باغ کاشته شده است؛ به شکلی که باغ در قالب یک نمایشگاه از انواع گل‌ها و گیاهان درآمده‌است. در حال حاضر این باغ در اختیار دانشگاه شیراز است؛ باغ گیاه‌شناسی آن در اختیار دانشکده کشاورزی و ساختمان باغ در اختیار دانشکده حقوق قرار دارد.

 

پارک آزادی-شیراز

hxml8auruxngdy1uuh.jpg

 brue7ix020w4r3z7r618.jpg

شیراز-رستوران آبشار طلا-(باغ)

r0i4tsf4bynj43p6t52.jpg

 

 

ocf35cejv5xorxkes4zk.jpg

 77lgihez6xmatrlirey.jpg

هستی سر میز ناهار گفت جیش دارم و دوید طرف دستشویی باباش واستاد خندیدن اونم انگار بهش بر خورده باشه گفت به چی می خندی؟

من برای ماست مالی گفتم از اینکه دخترش بزرگ شده خودش جیششو می گه خوشحاله

که هستی خندید گفتم تو چرا می خندی ؟

گفت برای اینکه تو جیگری

شبا می رم تو اطاقش رو تختش پیشش می خوابم وقتی خوابش برد می رم سر جای خودم

صبح بیدار شد اومد پیشم ،گفت مامان چرا من اینجا بالش ندارم؟چرا برام بالش نذاشتی؟

مامان نیر که هستی خیلی بهش وابسته است تصمیم گرفتند از بوشهر برن،حالا هم اصفهان هستند

هستی که همیشه موقع اذان با مامان با تلوزیون نماز می خواند حالا  تلوزیون شبکه تهران  داشت اذان و دعا پخش می کرد گفت مامان می خوام برم مشهد

برا چی مشهد؟ایجا دیگه-اشاره به تلوزیون که داره دعا پخش می کنه ،می کنه 

قربونش برم فکر می کنه مامان اونجاست

 

رفته رادیو برده تو اطاق میگه رادیو گذاشتم مامان نیر میخواد با رادیو نماز بخونه



 
اردیبهشت90
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳٩٠  

24 اردیبهشت

خلاصی از مای بیبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هستی را می خوام مای بیبیش نکنم   خسته از سر کار اومده بودم ،می گفت جیش دارم می رفتیم دسشویی البته به هوای نقاشی میومد( ماژیکی که با آب پاک می شه رو دیوارای حمام نقاشی می کرد ) باید به زور از حمام می آوردمش بیرون ،آخر جیشم نمی کرد،دوباره این کارو تکرار می کرد ومنم کم آورده بودم،خواستم تلفن بزنم به دوستام که یکم سبک بشم یکی از دوستام حالش خوب نبود که نمی دونستم و جواب تلفن نداد اون یکی هم مبایلش شارژ نداشت خاموش شد ،دیگه زنگ زدم سمیه گوشیش را بر نداشت بالاخره به مامان زنگ زدم که می خواستم چون تو سفر هستند بهش زنگ نزنم ونگرانش نکنم که البته سمیه گوشی مامان را برداشت حالا هستی می گه  گوشی را بده من ،خب دادم گوشی را بهش ،بعد گفتم بده من ،گفت: دیگه من حرف زدم؟

بهش میگم نینی ها تو مای بیبی جیش می کنند اونا بلد نیستند صحبت کنند چون کوچولو اند می گه: منم بلد نیستم صحبت کنم میگم ببین الان اینو گفتی می گه لالیسششتنمم

می گه مامان امروز تو مهد گریه کردم می گم برای چی عزیزم؟ میگه: برا تو برا بابا مجید

گلاب به روتون بالاخره دیروز 31 اردیبهشت ماه 90 هستی اصلا" تو خونه جیش نکرد و همش رفت دستشویی و رو لگنش جیش کرد

و اینک خلاصه ای از فعالیت های روز مره مهد

هستی جان دخترم برام از مهد تعریف کن

هستی:خوابیدم، تخم مرغ خوردم،دستشویی رفتم

  با خاله سارا؟

سرش را تکان می ده یعنی آره دوباره اضافه می کنه خاله آذر پام شست

دیده(دیگه)

اینم عروسی دوست بابا مجید(آقای محمودی)

e2tdhu0ujxxhz2dvy8f.jpg

u6cfkdi9x2tnvgyv0wu0.jpg

دیده هویج خوردم ،خیار خوردم،ناهار خوردم،شیر خوردم



 
فروردین90
ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ فروردین ،۱۳٩٠  

هستی جان عیدت مبارک مامانی

هستی بیا ایجا (اینجا)

 

١٣به در امسال با عمو اکبر و مامان اینا رفتیم چاه کوتاه (منطقه تفریگاحی اطراف بوشهر) و ناهار را اونجا خوردیم)جوجه ها را از شب قبل تو آب پیاز و آبلیمو خیس کرده بودیم) جای خیلی ها مخصوصا خاله سمیه اینا خالی بود بعدشم رفتیم ساحل و سبزه هامون را انداختیم تو آب البته به قول هستی آب نه دریا

بابای هستی:هستی نرو تو آب خیس می شی

هستی:آب نه دریا



 
اسفند 89 و مسافرت کیش
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ فروردین ،۱۳٩٠