نکات تربیتی-آبان 93
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ آبان ،۱۳٩۳  

هستی زیادی ستیا خواهرش رو بوس می کنه به قدری که من عصبانی شدم و داد زدم،باباش هم دستش رو برد بالا و منم فقط گفتم نه و خانم از دست دوتامون عصبانی رفت تو اتاقش

یک ساعت بعد

من:هستی ببین یه کاری کردی که باعث شدی من صدام بره بالا .بابا از کوره در رفت ما چه کار کنیم؟

هستی:باید مثل الان بشینیم صحبت کنیم ببینیم مشکل کار کجاست؟

من:واقعا مشکل کجاس؟

هستی:باید صحبت کنیم.

من:!!!!!

 

 

دیشب(بیست و هفت آبان) خواب بد دیده بود و ساعت 5 صبح اومد پیشم بخوابه که بوسش کردم رفتم پیشش خوابیدم.

صبح موقع صبحانه

من:هستی جان دیشب خواب بد دیده بودی؟

هستی:هیچی نگو.دوباره یادم انداختی.تازه فکرم کنترل کرده بودم که بیادم نیاد.می خوام فراموشش کنم.

 



 
مهر93-عقد آقا محسن
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ آبان ،۱۳٩۳  

 

 

 این ماه عمومصطفی و خانواده عمو مرتضی ،خاله سحر اومدن دیدن نی نی.خواهر هستی.

بیست و پنج آبان هم عقد محسن پسر عمه هستی بود که ما رفتیم شیراز



 
مهر 93-ورود به پیش دبستانی
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ آبان ،۱۳٩۳  

 امسال دختر گلم مدرسه ای شد.پیش دبستانی بچه های ایران