خرداد91
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳٩۱  

من:هستی مامان یه اسکوآر بکش

شما اول بکش تا من یاد بگیرم

من کشیدم و گفتم حالا تو بکش

نه شما باید توضیح بدی

**************************************

هستی :مامان ماشین بابا رضا

نه مامان بابا رضا ماشینش عوض کرده دایی حامد هم ماشین 405 نقره ای گرفتم

هستی مامان پس ما چی؟

ما ماشینممون خوبه       

نه مامان من صبح ها که میخوام برم مهد راحت نیستم

جلو میشینی یا عقب؟

هر دوش راحت نیستم

 

*******************************

مامان نارنجی چی میشه

من که یادم رفته بود از تو کتاب خودش نگاه کردم گفتم ارنج

پس پرتقال چی میشه

!!!!!!!!!!!!

******************************

رزا و مامانش رسوندیم خونشون

مامان شما برو کارات بکن بعد بیا دنبال من

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

*********************************

هستی که از قبل دایی حامد یادش داده بود میز میشه DESK حالا تو کلاس زبان TABLE  را قبول نمیکرد ، تا دایی حامدش از اراک تلفنی فرق میز تحریر و میز معمولی را براش توضیح داد

**********************************